56199

گزارش «ایران» از یک روز شهرگردی در شهرجدید اندیشه

اندیشه؛ میزبان همه شهرهای تاریخی ایران

حمیده امینی فرد

فرقی نمی‌کند از شهریار حرکت کنید یا از جاده مخصوص کرج، همین که مسیرتان شهر جدید اندیشه باشد، کمتر از نیم ساعت زمان می‌برد تا با رد کردن چهار راه ایران خودرو، از پایتخت به سه راه اندیشه- شهریار برسید؛ به اینجا که رسیدید؛ داستان تغییر می‌کند، اندیشه اگرچه بلند قامت نیست؛ اما آغوشش آنچنان باز است که دیگر نیازی به توقف قدم به قدم نیست. امتداد سه راه اندیشه-شهریار را که بگیرید فقط چند دقیقه زمان می‌برد تا به «بولوار آزادی» برسید؛ «بولوار آزادی» را هم که مستقیم رد کنید؛ به جایی می‌رسید که امروز مرکز شهر نام گرفته و بعدها قرار است جایش را به منطقه‌ای بدهد که حالا به نام بازار بزرگ «ایرانی – اسلامی» شناخته می‌شود. «اندیشه» جزو همان شهرهایی است که از دور هم رخ نشان می‌دهد و مسافرانش را چه از دور و نزدیک پس نمی‌زند؛ شهری که به ادعای ساکنانش یک سر و گردن بالاتر از شهرهای دوره معاصر ساخته شده؛ چراکه ساختمان هایش طوری رو در روی هم قرار گرفته‌اند که حتی نابلدان هم راه را گم نمی‌کنند. طراحی شهری، نخستین عنصری است که در اندیشه، اندیشه هر شهروندی را به خود درگیر می‌کند. اینجا دسترسی‌های زیادی برای آدم‌های شهر پیش‌بینی شده و امکان ندارد که خارج از طرح تفصیلی، حتی خط خیابانی نابجا ترسیم شود. برای همین وقتی کسی برای نخستین بار به این شهر آرام قدم می‌گذارد، اگر به راه و رسم خطوط شهری آشنایی نداشته باشد، هیچ مشکلی سد راهش نیست.

در این شهر لاین تندرو به کندرو ختم می‌شود و کندرو به پیاده‌روهای عریض و طویل با نوار سبز؛ بعد از این؛ مثل همه آنچه در شهرهای منظم دیده می‌شود؛ بعد از نوار سبز پیاده‌روها؛ ساختمان‌های حداکثر ۵ طبقه قد کشیده‌اند و شما تصویر اضافه‌ای از فضاهای شهری نمی‌بینید؛ خطوط آسمان شفاف اندیشه پیش روی شما گسترده شده و ساختمان‌های بلند و ناهمگون چشمان‌تان را آزار نمی‌دهد؛ البته اندیشه در زمستان‌ها آنقدرها که باید سبز به نظر نمی‌رسد؛ شهر؛ حالا رخت بی‌پیرایه پوشیده و اگر در این روزها گذرتان به این حوالی افتاد؛ باورتان نمی‌شود، سرانه فضای سبز آن ۵/۱۶ متر به ازای هر نفر است؛ با این حال اندیشه یک شهر سبز معرفی می‌شود، یک شهر باهویت و انسان‌گرا که تاریخش اگرچه از سال ۷۰ به بعد رقم می‌خورد؛ ولی هویتش را ازساختمان‌هایی می‌گیرد که فقط سن شناسنامه‌ای شان تاریخی نیست.
 ساختمان‌هایی مثل مسجد سلمان فارسی؛ مسجد امام علی(ع)، مسجد امام حسین(ع)،  بازار ایرانی اسلامی؛ زورخانه و باغ ایرانی… جالب اینکه سبک صفوی و قاجاری وسبک معماری کلاسیک ومدرن، سبک رایج در همه این ساختمان‌های نیمه تاریخی است… . اندیشه به انسان احترام می‌گذارد؛ از خیابان‌ها تا ساختمان‌ها در باریکه‌ای که پیاده رو نامیده می‌شود؛ حتماً محل استراحتی برای شهروندان پیش‌بینی شده تا اگر عابری خسته بود؛ اندکی تأمل کند… با این توصیف اندیشه شهر مناسبی برای زندگی است که می‌تواند به عنوان یک شهر توریستی هم به گردشگران خارجی و داخلی معرفی شود.
 اما اندیشه بیشتر از خیابان‌هایش به مجتمع‌های تجاری‌اش معروف است؛ آنقدرها که اگر بومی آنجا نباشید؛ با خود فکر می‌کنید که حتماً درآمد اغلب مردم آن؛ از طریق بازار و تجارت تأمین می‌شود؛ اگرچه حدس و گمان شما بیراه نیست؛ اما طبق گفته‌های اهالی اش؛ بازار تجارت بیشتر برای فروشنده‌های کرجی و تهرانی گرم است تا اهالی اندیشه‌ای. براین اساس از همان ابتدای شهر وقتی به محدوده فاز ۳ نزدیک می‌شوید؛ قصه ساختمان‌ها به مجتمع‌های تجاری تغییر نام پیدا می‌کند و شکل دیگری از شهر پیش رویتان باز می‌شود… مجتمع‌های لوکس و تجاری که سردمدارشان بازار بزرگ ایرانی- اسلامی است؛ بازاری که هیچ شباهتی به پاساژهای ابتدای شهر ندارد و اصلاً با همه آنچه تا به حال به اسم «بازار» دیده و شنیده‌اید، فرق دارد. اینجا یک فضای بی‌نظیر شهری است که ویژگی‌های عصر صفوی تا به امروز را در خود بارور کرده است…
«میدان»، «مسجد» و «بازار» یک نمای بسته ازهمه آن زیبایی‌هایی است که عصر صفوی را در دهه ۹۰ بازنمایی می‌کند. فضایی که شاید ۴۰۰ سال بعد یک تاریخ ویژه بسازد از اثری ماندگار که بعد از مدتها در دوره «انقلاب اسلامی» متولد شده است… «برج میلاد»، «میدان شهید بهشتی تبریز» و «احیای بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی» شاید جزو معدود آثار شاخص و فاخر این دوران باشند که همچنان ثابت می‌کنند، هنر نزد ایرانیان است و هست…
اما سؤال اینجاست؛ چرا دولت‌ها در شهرهای جدید به‌دنبال احیای بازارهای سنتی رفته‌اند و صدها چرایی دیگر که باید پاسخ‌شان را نه فقط در ظاهر که در هویت ماندگار شهرهای جوانی جست و جو کرد که عمرشان به چند دهه بیشتر نمی‌رسد. اصلاً، اصل ماجرا اینجاست، کودکانی که پس از این سال‌ها در اندیشه‌های نو متولد می‌شوند، آیا می‌توانند با افتخار به هویت شهرشان ببالند و با اعتماد به نفس بگویند من اندیشه‌ای هستم؟! بی‌اغراق نیست که بگوییم اندیشه‌ای که در دهه ۷۰ به جرگه شهرهای جدید کشور اضافه شده، به‌دنبال یک اجتماع برنامه‌ریزی شده با هدفی فراتر از همه این ذهنیت‌های محلی است؛ چون اندیشه جزو معدود شهرهایی است که توانسته به همه اهداف خود در طرح تفصیلی برسد؛ به همین علت این شهر می‌تواند لقب نماد شهرسازی معاصر را در ۱۰۰ ساله اخیر از آن خود کند.
اندیشه تنها شهری است که طرح شهری دارد و شما می‌توانید تفاوت آن را با شهرهای اطراف خود به خوبی احساس کنید؛ حتی ظاهر اندیشه هم نشان می‌دهد که این شهر با فکر و اندیشه ساخته شده و می‌توان آن را یکی از موفق‌ترین شهرهای جدید نامید. حالا شهرهای جدید به فضای رقابت با اندیشه وارد شده‌اند و پرند و هشتگرد به عنوان نخستین رقبا درتلاشند تا به جرگه شهرهای جدید دارای بازار سنتی بپیوندند.
با این حال برای ثابت کردن این ادعا بدون شاخص نمی‌توان حرف زد. اما همه آنچه شاخص‌های موفقیت‌پذیری نامیده می‌شود؛ در این شهر دیده شده. شاخصی مثل «جمعیت»، مشارکت‌پذیری مردم و…
 محمد آیینی؛ مدیر عامل شرکت عمران شهر جدید اندیشه، بیش از اهالی‌اش بر اندیشه‌ای بودن خود تأکید می‌کند حتی اگر در شناسنامه‌اش نامی از این شهر برده نشده باشد. او می‌گوید: اندیشه؛ بیش از ۱۱۰ هزار نفر جمعیت دارد و نکته جالب اینکه روند مهاجرت در آن معکوس است.
اندیشه؛ اما شهر ایمنی با تراز فرهنگی بالا هم نامیده می‌شود؛ آن‌طور که ساکنانش می‌گویند؛ شما اگر سراسر شهر را هم زیر پا بگذارید؛ بیشتر از یک کلانتری پیدا نمی‌کنید؛ کلانتری که البته رونق چندانی ندارد و بیشتر مراجعه‌کنندگانش هم آدم‌های خاص‌اند تا معمولی! اما این موضوع دلیل ویژه‌ای دارد، حریم شهر اندیشه مشخص است و حاشیه نشینی در آن بی‌معنا، شهر ابتدا و انتهایش معلوم است و امکان اضافه شدن جمعیت حاشیه‌ای وجود ندارد؛ بنابراین دور از انتظار نیست این شهر را شهر امن بنامیم، چرا که سالهاست توسط مؤسسه «مودی» وابسته به سازمان ملل متحد به عنوان شهر ایمن و سالم انتخاب شده است…

لینک خبر

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :